یعقوب یادعلی آزاد شد ، اما ای کاش یاد می گرفتیم از این ماجرا که با مخفی کاری هرگز نمی توان راه به جایی برد ، آنهم در عصر ارتباطات و در دهکده جهانی . متاسفانه تصمیم احساسی باعث شد تا یعقوب یادعلی دوماه از زندگیش را در بدترین شرایط ممکن بسر ببرد . ولی با همه این احوال باز هم خوشحالیم از کورتر نشدن این به ظاهر گره ، و آزاد شدن وی ، که مهمتر از همه این جریانات است . و ماند ترسی که در دل همه ما افتاد ، از برخورد دوستداران ادبیات و اصحاب رسانه ، با ماجرای در بند شدن یادعلی . که انگار نه انگار نویسنده ای بود و کتابهایی قلمی کرد . به ضرب زور و تلفن پشت تلفن تا موفق می شدیم چند کلامی از آنها در محکومیت این جریان شوم بگیریم . من که ترسیدم از این برخورد .
اگر توانستیم و البته حال روحی یاد علی اجازه داد که سعی می کنیم مصاحبه ای از وی به عنوان آخرین پست این وبلاگ ، بگذاریم و گرنه رسالت این وبلاگ به پایان رسید ، که همان قرار گرفتن پرونده این ماجرا در مسیر قانونی و قضایی خود بود .
و در آخر از همه دوستداران ادبیات ، مخصوصا ادبیات داستانی و همه دوستداران آزادی بیان ، که ما را یاری کردند ، سپاسگذاریم .
مدیران وبلاگ " یعقوب یادعلی را فراموش نکنیم " .
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 20:19  توسط برای یادعلی
|
