در تماسي كه با تني چند از شاعران و نويسندگان استان كهگيلويه و بويراحمد داشته ايم، نظر آنها را در ارتباط با ماجراهاي اخير اتفاق افتاده پيرامون يعقوب يادعلي، نويسنده ي در بند، جويا شده ايم . نكته ي قابل توجه در اين گفتگوها اتفاق نظر داشتن همه ي اين افراد بر باطل بودن ادعاي مورد اهانت قرار گرفتن مردم استان كهگيلويه و بويراحمد در رمان « آداب بيقراري » و مجموعه داستان « حالت ها در حياط » است.
ماشااله افسر شاعر و مسئول مركز آفرينش هاي ادبي حوزه ي هنري استان كهگيلويه و بويراحمد در پاسخ به پرسش ما كه پرسيده شد آيا رمان « آداب بيقراري » و مجموعه داستان « حالت ها در حياط » از مصاديق اهانت به گروه يا قوم به خصوصي از مردم استان كهگيلويه است؟ گفت: " اولاً كه بايد دقيقاً ببينيم منظور از اهانت چيست. آنچه كه به عنوان توهين و اهانت در عرف ما جاري است و چندان هم بي شباهت به چنين تعريفي نزد ديگر اقوام كشور نيست، اين است كه شأن و جايگاه افراد و باورهاي آنها را از هرچه كه باشد، مورد هتاكي قرار بگيرد. اما بايد پرسيد كه آيا آنچه كه در جريان قصه ي يك داستان و در مورد شخصيت هاي آن، كه ما-به-ازاي هيچكدام شان را نمي توان در واقعيت عادي زندگي سراغ گرفت و درواقع همه ي آنها ساخته-پرداخته ي ذهن و تخيل نويسنده اند، اتفاق مي افتد، مي توان به عنوان مصداق واقعيتي عيني تلقي اش كرد؟ پاسخ روشن است. چنين تلقي اي خام انديشانه است. از همين روست كه مي توان گفت كه شخصيت هاي رمان « آداب بيقراري » و مجموعه داستان « حالت ها در حياط » همه، ساخته-پرداخته ي ذهن و تخيل يعقوب يادعلي هستند و نه در كهگيلويه و بويراحمد كه در هيچ جاي دنيا آنها را نمي شود شناسايي كرد. چراكه اصلاً وجود خارجي ندارند. پس چطور چيزي و كسي كه وجود ندارد، مي تواند ادعا كند به او توهين شده است. من به شخصه نه تنها هيچگونه توهيني در اين دو اثر نمي بينم، بلكه فكر مي كنم نويسنده درك روشني از زندگي شخصيت هايش پيش روي ما گشوده است." طاهر اكوانيان از شاعران شناخته شده ي استان و برنده ي جايزه ي اول پنجمين دوره ي جشنواره ي شعر استان در سال85 كه دوره اي نيز رئيس انجمن شعر دهدشت بوده اند، در اين باره ضمن اظهار تأسف از اتفاق پيش آمده بيان داشتند كه: " فكر نمي كنم آ دمي كه کمی سواد ادبي داشته باشد به خودش چنين اجازه اي بدهد در يك اثر ادبي كه مبتني بر ويژگي غيرواقعي و خيالي بودن است دنبال ردي از عنصري مثل اهانت به فرد و یا گروهی حقیقی بگردد. اگر همه ي آن چيزها و آدم هايي را كه در زندگي روزمره ما با آنها سر و كار داريم بخواهيم همان ها را نيز در رمان نعل به نعل بازتوليد كنيم، آنوقت ادبيات و داستان چيزي مي ماند در حد يك كپي مضحك بي بو و خاصيت از زندگی. اگر قول ماريو بارگاس يوسا را ياد كنيم كه مي گويد ادبيات آتش است؛ مطمئن باشيد منظورش اين نوع ادبيات كه به شكل بي واسطه واقعيت را روايت مي كند نبوده است. كساني كه ادعاي اهانت قرار دادن مردم استان را در اين دو اثر دارند به نظر من نه تنها از ادبيات و ويژگي تخيلي بودن آن هيچ سوادي نبرده اند بلكه از واقعيت ها و ويژگي هاي فرهنگي مردم استان نيز بي اطلاع اند. به عنوان كسي كه از اهالي اين استان مي باشم و به تمامي خصيصه ها و ويژگي هاي قومي-قبيله اي و فرهنگي مردم استانم واقفم، توهيني را كه حتا بخواهد به ذهن خطور كند در اين دو اثر ياد شده نمي بينم."
ياسر اكبري رئيس سابق انجمن شعر گچساران و صاحب مجموعه شعر "ويك كه لاغر است " نيز، در پاسخ به پرسش ما گفتند: " اين مسئله بيشتر شبيه جُك مي ماند. حتا اين ادعا را نمي توان به عنوان يك قرائت متفاوت از متن به آن توجه نشان داد. چراكه چنين ادعايي مورد توجه هيچ سنت تئوريك ادبي نيست. سنتي كه بخواهد ادبيات را با زندگي يكي بداند تا بر اين اساس، شخصيت هاي متن را همان آدم هاي واقعي زندگي بداند كه هر روزه با آنها روبرو مي شويم. به قول ويرجينيا وولف از آن نكبتي ( زندگي ) همان يكي كافي است. واقعيت استان چنين چيزي را نشان نمي دهد. در مقام يك شاعر و فرهنگي استان احساس هيچ توهيني از سوي كارهاي آقاي یادعلی به خود و مردم استان نمي كنم، تازه خيلي هم خوشحالم كه رماني كه اين همه مورد توجه اصحاب ادبيات ايران قرار گرفته است و توانسته است دو جايزه ي معتبر گلشيري و يلدا را از آن خود كند، داراي چند ديالوگ خوشگل لري است كه مي تواند موجب آغاز آشنايي ديگران با زبان لري باشد."
فضل اله ياري نويسنده و روزنامه نگار كهگيلويه اي نيز در صحبتي كوتاه گفته اند كه: " ژوزه ساراماگو نويسنده ي نوبليست پرتغالي مي گويد رمان جمعيت دنيا را زياد مي كند. آثار يادعلي نه تنها هيچ كدام از مردم استان را مورد توهين و تخريب قرار نداد بلكه به جمعيت استان افزود. آن هم از طريق خلق شخصيت هاي داستان هايش. آدم هاي زيادي به دنيا مي آيند و از دنيا مي روند، اما تعداد بسيار انگشت شماري در اذهان آيندگان ماندگار باقي مي مانند. ادبيات و رمان شخصيت هايي مي آفريند كه براي هميشه ماندگار مي مانند. كامران خسروي و زن روستايي رمان " آداب بيقراري " تا چندين نسل ديگر باقي خواهند ماند و ما و آيندگان با آنها حرف خواهيم زد. در مورد حوادث پيش آمده هيچ حرفي ندارم غير از اينكه عميقاً متأسفم."
رضا طاهري، داستان نويس و سينماگر و برنده ي اول استان در مسابقه ي داستان كوتاه متيل، در اظهار تأسفي عميق اعلام داشت كه: " در اینکه ادبيات در اين مملكت مظلوم است جای بحث نیستَ ولي اين بار ظلمي كه توسط عده اي مغرض و كينه جو بر پيكره ي ادبيات و يعقوب يادعلي وارد آمده است جزء بلاهت شايسته ي هيچ اسم ديگري نيست."
ما با تعداد ديگري از شاعران، نويسندگان، شخصيت هاي علمي و فرهنگي استان كهگيلويه و بويراحمد نيز تماس برقرار كرده ايم كه اين عزيزان ضمن تأسف و محكوم كردن چنين حادثه اي، اجازه خواستند تا در آينده اي نزديك به اين اتفاق بپردازند كه ما به محض دريافت نظرات ايشان، بلافاصله به درج آنها در همين وبلاگ اقدام مي كنيم.